الشيخ أبو الفتوح الرازي
409
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
احوال ايشان است ، و و كيل و كفيل ارزاق ايشان است . و امّا ( 1 ) آنچه به ( 2 ) رسول است - عليه السّلام - ابلاغ و انذار است ، و گفتهاند : آيت به مكّه آمد پيش از امر به قتال . قوله : * ( وَلا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه ) * - الآية . عبد اللَّه عبّاس گفت : سبب نزول آيت آن بود كه چون اين آيت فرود آمد كه : إِنَّكُمْ وَما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه حَصَبُ جَهَنَّمَ ( 3 ) - الآية ، مشركان گفتند : [ اى محمّد ! ] ( 4 ) اگر تو از سبّ خدايان ما باز ايستى و الَّا ما نيز خداى تو را دشنام دهيم . خداى تعالى اين آيت فرستاد قتاده گفت : مسلمانان بتان را دشنام دادندى ، خداى تعالى نهى كرد ايشان را و گفت : اينان سفيهاناند ، معبودان اينان را دشنام مدهى ( 5 ) كه معبود شما را دشنام دهند . سدّي گفت : سبب نزول آيت آن بود كه رسول - عليه السّلام - به حمايت عمّش ابو طالب بودى و ابو طالب را وفات نزديك رسيد ، مشركان گفتند : بيايى ( 6 ) تا بر اين مرد رويم و حجّت بر او گيريم و او را گوييم ( 7 ) : اين پسر برادرت را از ما باز دارد و الَّا تا امروز به حرمت تو او را چيزى نمىگفتيم كه تو پير ما و سيّد مايى و الَّا بكشيم او را ، و آنگاه برخاستند و بنزديك ابو طالب شدند - ابو سفيان بود و ابو جهل و نضر بن الحارث و اميّه و ابىّ ابنا خلف و عقبة بن ابي معيط و عمرو بن العاص - و اين حديث بگفتند . ابو طالب كس فرستاد و رسول را - عليه السّلام - حاضر كرد و گفت : اين قوم بنى اعمام تواند ، و رسول - عليه السّلام - گفت : چه مىخواهند از من ؟ گفتند : ما از تو آن مىخواهيم كه دست از ما و خدايان ما بدارى ، تا دست از تو و خداى تو بداريم . رسول - عليه السّلام - گفت : اگر اين بكنم شما مرا مساعدت كنيد بر كلمهاى كه به آن كلمه بر عرب و عجم مالك شويد و همه جهان شما را منقاد شوند . گفتند : آن كلمه چيست ؟ گفت : آن كه بگويى ( 8 ) « لا إله الَّا اللَّه » . گفتند : ما اين نگوييم و ابا كردند . ابو طالب گفت : رها كن كه اينان مساعدت نكنند با تو رسول - عليه السّلام - گفت : من بجز اين راضى نشوم ، و اگر آفتاب بيارند و بر دست من نهند . گفتند : يا
--> ( 1 ) . مج ، وز : انّما . ( 2 ) . آج ، لب ، بم : بر . ( 3 ) . سورهء انبيا ( 21 ) آيهء 98 . ( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 5 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب : مدهيد . ( 6 ) . آج ، لب : آف ، لت ، آن : بياييد . ( 7 ) . آج ، لب ، آف كه . ( 8 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، آف ، لت : بگوييد .